محمد موسوى بجنوردى
5
مقالات اصولى ( فارسى )
الربوبيه » ، و نيز ديگران در اين باب به طور مفصل بحث كردهاند . اين نكته در جاى خود ثابت شده است كه نفس انسانى مستعد قبول تجلى حقايق و كنه اشياء واجب و ممكن است ، اما البته اين معنى از براى نفس ضرورى نيست . در واقع ، بر اثر اسباب و عوارض خارجيه حجابها پديد مىآيد و ما بين نفس و لوح محفوظ « 3 » حائل مىشود و جلوى تجلى گرفته مىشود . خلاصه آنكه در بعضى حالات ، با از بين رفتن موانع و حجابها به واسطهء وزش نسيم الطاف خفيهء الهى ، حقايق علوم از آيينهء لوح عقلانى به آيينهء لوح نفسانى متجلى مىگردد ، و خلاصهء بحث آنكه حصول علوم در باطن انسان به وجوه مختلف ممكن است : الف . به طريق اكتساب و تعليم ، كه اصطلاحا اكتساب و استبصار خوانده مىشود . ب . بدون تعليم و اكتساب و تعلم ، و به مدد الطاف خفيهء الهيه . اين معنى را ، به حسب اصطلاح ، الهام و نفث در روح مىگويند . و اين معنى نيز به دو نحو صورت مىگيرد : اول . گاه اين امر با اطلاع بر سبب است ، و سبب همان ملك ملهم للحقائق از طرف ذات بارىتعالى است . اين حالت را ، به حسب اصطلاح ، وحى مىنامند و مختص به انبياست . دوم . انكشاف حقايق و واقعيات بدون اطلاع بر سبب ، يعنى بدون مشاهدهء ملك انجام مىيابد ، و اين حالت مختص به اولياء الله و ائمهء اطهار ( سلام الله عليهم اجمعين ) است . اما فرق بين وحى و الهام آن است كه در وحى معانى نازل بر پيغمبر اكرم ( ص ) در قالب الفاظ مخصوص است . در نتيجه ، علاوه بر رقاء معانى ، الفاظ و تركيب آنها با يكديگر نيز خارق عادتند و معجزه محسوب مىشوند و تمامى فصحاء و بلغاء به اين امر اعتراف مىكنند - به خلاف الهام كه نزول صرف معانى بر نفوس قدسيهء ائمهء اطهار ( س ) است ، و خود ايشان هستند كه معانى را در قالب الفاظ بيان مىكنند ، و در اين بيان نيز تمام نظرشان به معانى الهام شده است .
--> ( 3 ) لوح محفوظ عبارت از جوهرى است كه در آن تمام حوادثى كه قضاى الهى تا روز قيامت بر آنها تعلق گرفته است منقوش است .